بایگانی دسته: کودک

روانشناسی رشد شخصیت ، داستان، نقاشی ، اسباب بازی و موسیقی کودک

کتاب دیگری از نویسنده ۹۴ ساله جودیت کر

جودیت کر نویسنده کتاب کودک
جودیت کر

جودیت کر ـ نویسنده سرشناس ادبیات کودک و نوجوان ـ در سن ۹۴ سالگی کتاب جدیدی منتشر می‌کند.

 «گاردین» نوشت: «جودیت کر» نویسنده آلمانی ـ انگلیسی «خداحافظ موگ»، در پاییز اثری جدید را با عنوان «دُم کاتینکا» روانه بازار می‌کند.

این نویسنده و تصویرگر محبوب که هفته پیش ۹۴ سالگی‌اش را جشن گرفته و ۵۰ سال پیش اولین داستان‌ گربه‌ای خود را منتشر کرد، کتاب جدیدش را «داستانی درباره گربه‌ای کاملا معمولی با دُمی نه چندان معمولی که انگار مال خودش نیست» توصیف کرده است. اثر جدید او،‌ با الهام از «کاتینگا» گربه خانگی او به نگارش درآمده و به گفته خودش «کاملا درباره قدرت» است.

کاتینکا گربه‌ای است با اخلاقیات عجیب و غریب که برای مثال «کر» را مجبور می‌کند درِ عقب ماشین را برایش باز کند و با او مثل یک آدم رفتار کند. اما این گربه در کتاب جدید این نویسنده از مرزهای واقعیت فراتر می‌رود و به جنگل و ماه سفر می‌کند.

گربه کاتینکا
گربه کاتینکا

ببری که برای چای آمد و «وقتی هیتلر خرگوش صورتی مرا ربود» از رمان‌های مشهور «کر» هستند. او متولد آلمان است اما از زمان حکومت نازی‌ها در انگلیس زندگی می‌کند. «کر» به عنوان نویسنده‌ای شناخته می‌شود که مسائل سخت و شاید تلخ را با زبانی ساده برای کودکان بیان می‌کند. «وقتی هیتلر خرگوش صورتی را دزدید» اثری شبه‌زندگی‌نامه‌ای از خاطرات خود «کر» در زمان حکومت نازی‌هاست.

با این که «جودیت کر» تنها شش سال تا ۱۰۰ سالگی فاصله دارد، کارهایش همچنان محبوب و پرفروش هستند. او در دسامبر ۲۰۱۵ «فاجعه کریسمس موگ» را منتشر کرد که ۵۰۰ هزار نسخه فروخت و در یک کمپین تلویزیونی، رتبه اول را کسب کرد.

«جودیت کر» در طول ۳۵ سال فعالیت خود در کسوت نویسنده، ۱۷ جلد از رمان‌های «موگ» را به نگارش درآورده. داستان‌های او تاکنون به ۲۰ زبان دنیا ترجمه شده‌ و بیش از ۱۰ میلیون جلد فروش داشته‌اند.

منبع : ایسنا

اولین دیدار با معلم

سالها پیش وقتی که هنوز                       
با فرشته های زمین بودم دوست
روح من بود پاک و زلال
مثل کاغذ سفید بی خط و خال
 همینکه ساعت عمرم به هفت رسید      
به سوی مدرسه رفتم با بیم و امید
 هوای مدرسه بوی غریبی می داد
بوی کتاب نو، پاک کن و بوی مداد

school1

 یه حس تازه ای انگار در وجودم بود
که هم خوب بود و حس غریبی هم بود
 معلم پشت میزش نشسته چشم به راه
که تا بیایند بچه ها یکی یکی از راه
 به محض دیدن او با صدای رسا و بلند
سلام کردم و دیدم به روی او لبخند
 سلام به روی ماهت، خوش آمدی گل من
تو هستی حالا شاگرد و معلم هم من    
 همان لحظه تغییر کرد احساسم
که انگار بود موقع ی پروازم
 سپردم خودم را به دستان او
بیا هرچه باید بدانم بگو

school4

 ببین پاک پاک است لوح وجودم
ببین دست توست تار و پودم
 ببین کودکی ام به دستان توست
تو باید بسازی، آن را درست
 تو پایه گذار منی خوب من
تو می سازی حس بد و خوب من
 تو دانا، توانا ساز منی
معلم تو آینده ساز منی

شعر از : شیرین

ننه سرما و عمو نوروز

یکی بود یکی نبود                                                سرما بود گرما نبود
ننه سرمای عزیز                                                 سرحال و خوب و تمیز
دست و پاشو حنا گذاشت                                       موهاشو شونه کرد و بافت
شلوار قرمزی پوشید                                           به چشمهاشم سرمه کشید
مشک و عنبر زد به خودش                                   پیرهن چین دار به تنش  
فرشی انداخت تو ایوون                                        با خود آورد یک قلیون
سرکه، سماق و سمنو                                          سبزی و سیب و سنجد
با سیر گذاشت تو سینی                                         اینجوری که می بینی

haftsin

بعد نشست چشم انتظار                                       خسته بود از اون همه کار
یواش یواش چشم ننه                                         سنگین شد و خوابش گرفت
خرخرش رفت زود به هوا                                   بازم خوابید ننه سرما
                                     ****
همون موقع عمو نوروز                                    به همراه حاجی فیروز
میاد با یک کوله بار                                          به عشق دیدن یار
وقتی می بینه ننه                                              که کار کرده یک تنه
خوابیده بازم امسال                                           نمی کنه او را بیدار
روی موهاش می گذاره                                      گل همیشه بهار
بوسه ای خیلی یواش                                         می کاره رو گونه هاش
                                     ****
حاجی فیروز توی شهر                                       غوغایی کرده برپا
می زنه و می رقصه و می خونه                           آی آدما نمونید توی خونه
آی عمو نوروز اومده                                         بهار پیروز اومده
بیرون میان آدما دسته دسته                                 می بینند که عمو عصا به دسته
سبزه و گل میده به هر کس یکی                            شیرینی و آبنبات پولکی
                                        ****
ننه سرما بیدار شد                                             کی بود، چی بود، چطور شد
این گل چیه رو موهام                                         تر شده رو گونه هام
ای وای بازم خوابیدم                                          عمو نوروز رو ندیدیم

 

شعر از : شیرین بر اساس قصه ی عمونوروز و ننه سرما 

 

می خواهید با کودکتان به خرید بروید؟

اگر می خواهید با کودک خود به خرید بروید، شاید بتوانیم به شما کمک کنیم تا از خرید خود لذت بیشتری ببرید.

shopping4

  • بخاطر داشته باشید که توانایی کودکان محدود است:

وقتی با بچه ها به خرید می روید نیازهای آنها را در نظر بگیرید. آنها خیلی زودتر از شما خسته، گرسنه، و از سر و صدا و شلوغی کلافه می شوند و نیاز به هوای تازه، جست و خیز و آرامش دارند.

  • به خاطر داشته باشید که کودکان به طور طبیعی کنجکاو هستند :

کودک به خاطر حس کنجکاوی که به طور طبیعی در وجودش است می توانند چیزهای زیاد ی در مورد محیط اطراف خود یاد بگیرد. اگر در حین خرید، چیزی توجه اش را جلب کرد و می خواست به آن دست بزند، لطفا او را سرزنش نکنید. اگر امکان دارد به او کمک کنید تا آنچه را دوست دارد در دستش بگیرید و در صورتیکه ممکن نیست به او بگویید که فقط می تواند آن را نگاه کند. مثلا  می توانید اینطور بیان کنید: “این شکستنی است، پس بیا با هم فقط نگاهش کنیم.”

shopping2

  • خرید رفتن با بچه های خیلی کوچک :

اگر می خواهید با کودک زیر دوسال خود به خرید بروید حتما این کار را بعد از تغذیه و استراحت کامل او انجام دهید. بچه های کوچک در هوای خشک مراکز خرید مقدار زیادی از آب بدن خود را از دست می دهند. بنابراین به آنها مرتب مایعات بدهید.

بچه ها در این سن بغل شدن را خیلی دوست دارند. ساک های حمل کودک که والدین می پوشند و کودک را در آن می گذارند به مراتب از گذاشتن کودک در چرخ خرید بهتر است و احساس امنیت بیشتری به او می دهد.

وقتی با کودک خود به خرید می روید به ناچار به او کمتر توجه می کنید. با دادن یک اسباب بازی کوچک به دست کودکتان از توجه کامل او به شما کم می شود. اما به خاطر داشته باشید که هرچند وقت یکبار با او صحبت کنید، ارتباط چشمی برقرار نمایید و او را در آغوش بگیرید.

  • خرید رفتن با خردسالان :

 خردسالان می توانند در بعضی تصمیم گیری ها در خرید شرکت کنند. مطرح کردن سوال هایی مثل : ” به نظرت کدام یک از اینها بهتره؟” موجب می شود که کودک به جای خریدی کسل کننده ، یک خرید لذت بخش را تجربه کند. همراه داشتن آب و خوراکی مورد علاقه کودک را فراموش نکنید چون موقع خستگی خیلی به کارتان می آید.

shopping1

  • خرید رفتن با بچه های بزرگتر :

بچه های بزرگتر می توانند کمک بزرگی در خرید باشند. به خصوص در فصل خرید برای سال نو.

اگر بچه ها تبلیغات مواد غذایی را دیده و با آنها آشنا باشند، می توانند مواد غذایی مورد نظر شما را از قفسه های فروشگاه برایتان بیاورند.

  • موقع شلوغی فروشگاه ها با کودکان به خرید نروید:

خرید کردن در ساعت شلوغی فروشگاه و وقتی والدین و کودکان گرسنه و خسته هستند، خیلی سخت می شود. سعی کنید صبح یا بعدازظهر به خرید بروید. اگر بتوانیم بدون استرس ناشی از شلوغی فروشگاه خرید کنیم  آنوقت انرژی لازم را برای پاسخ دادن به نیازهای فرزندمان خواهیم داشت.

  • وقتی لازم است به کودکتان “نه” بگویید :

مهمترین بخش “نه” گفتن به کودک این است که به او بفهمانیم ما در کنارش هستیم، اگرچه نتوانیم تمام خواسته هایش را برآورده کنیم. هیچ دلیلی ندارد که شما نتوانید به کودکتان “نه” بگویید. اما همیشه این را به خاطر داشته باشید که لبخند زدن به کودک، در آغوش کشیدن و نوازش کردن او مجانی است.

  • اگر خسته شدید..

اگر انرژی و تحمل شما رو به پایان بود سعی کنید خستگی خود را د رجهت مثبت هدایت کنید. به عنوان مثال می توانید به فرزندتان بگویید : ” من خیلی خسته ام فکر کنم بهتر است چند دقیقه بیرون فروشگاه برویم . بیا چند دقیقه بیرون برویم تا هر دو سرحال شویم. ” حتی چند دقیقه هوای تازه و دوری از شلوغی می تواند حال و هوای بهتری برای والدین و کودک فراهم آورد.

  • اگر فرزندتان خسته شد…

اگر علیرغم بکاربردن تمام پیشنهاد هایی که ارائه شد، کودکتان خیلی زود خسته شد لطفا به خواسته اش احترام بگذارید. خرید می تواند صبر کند اما بچه ی خسته، گرسنه و آشفته نمی تواند.

shopping3

به خاطر داشته باشید که بچه ها همانطور که با آنها رفتار می شود عمل می کنند. اگر به اندازه ی کافی برای کودکمان وقت بگذاریم، به او توجه کنیم، در مقابلش صبور باشیم و او را درک کنیم او نیز موقع خرید و دیگر موقعیت های چالش برانگیز زندگی اش تحمل بیشتری خواهد داشت تا کودکی که همیشه با موقعیت های استرس زا روبرو بوده بدون اینکه از لحاظ احساسی حمایت شده باشد.

ترجمه : شیرین

منبع : www.naturalchild.org

 

کودکان پنج تا شش ساله

خیلی از بچه ها در شش سالگی وارد مدرسه می شوند. در این مقاله نگاهی خواهیم داشت به آنچه از یک کودک پنج تا شش ساله می توانید توقع داشته باشید و اینکه چطور می توانید به پیشرفت کودکتان در جنبه های مختلف کمک کنید.

6years3

پیشرفت در مهارت های اجتماعی / عاطفی

برای کودک پنج ساله شما خانواده مرکز دنیا است.  اگرچه او باید با بچه های دیگر بازی کند و رابطه دوستی برقرار نماید اما زندگی عاطفی او هنوز در خانه جریان دارد. بچه ها تا شش سالگی هنوز به شما وابسته هستند و ممکن است موقع رفتن به مدرسه دچار اظطراب شوند.

کودک در مدرسه با عقاید و رفتارهای مختلف، و با یک سیستم جدید روبرو است که قوانین آن با خانه کاملا متفاوت است. این شرایط ممکن است او را گیج و خسته کند. بنابراین اگر کودک بعد از مدرسه به شما چسبید، با تحکم صحبت کرد و یا گریه کرد تعجب نکنید. هر بچه ای در مقابل فشارها به روش خودش واکنش نشان می دهد.

کودکان بین پنج تا شش سالگی احساس دلسوزی و همدردی نسبت به دیگران را متوجه می شوند. در این سن به اینکه دختر یا پسر هستند خیلی توجه می کنند و اغلب با همجنس های خود بازی می کنند و بازی گروهی را به تنهایی بازی کردن ترجیح می دهند.

کودک شما در این سن خیلی مستقل می شود و می تواند رفتارش را کنترل کند. اگر قبلا  کج خلق و بهانه گیر بوده ، حالا این رفتارها خیلی کمتر در او دیده می شود. او حالا می تواند مفهوم عادلانه را درک کند و قوانین بازی را رعایت می کند. هرچند که در بازی با دیگران با خیلی چیزها ممکن است کنار بیاید اما هنوز هم گاهی جر می زند، ناراحت  می شود یا    می گوید که اصلا نمی خواهم با تو بازی کنم.

کودک شما حالا می تواند دلیل هر کاری را بفهمد. او سوال های جدی می پرسد و می خواهد پاسخ قانع کننده بشنود. اگر کودک شما قبل از انجام هر کاری از شما اجازه می گیرد، به این دلیل است که او تازه شروع به یاد گرفتن قوانین کرده و می خواهد بداند کدام کار درست و کدام کار نادرست است.

پیشرفت در درک مفاهیم

کودک بین پنج تا شش سالگی نسبت به دنیا دید کافی پیدا کرده و می فهمد که در دنیا چیزهای متفاوت بسیاری در کنار هم هستند. او ارزش ها را درک می کند و می فهمد که خانواده های مختلف ممکن است ارزش های مختلفی داشته باشند.

در این سن کودکان قوانین را دوست دارند. دید او نسبت به دنیا خیلی وسیع تر می شود و او می فهمد که قوانین برای این هستند که بی نظمی به وجود نیاید.

کودک پنج ساله مفهوم فضا و زمان را خیلی خوب درک می کند.

او خیلی خوب اشیا را براساس رنگ، شکل و اندازه مرتب می کند و می تواند چهار رنگ را نام ببرد و ده تا دوازده رنگ را تشخیص بدهد.

وقتی کودک شش ساله می شود می تواند اشیا را به ترتیب از کوچک به بزرگ ، کوتاه به بلند و سبک به سنگین مرتب کند.

child4

او می تواند کمیت یک چیز را بعد از تغییر شکل درک کند. مثلا متوجه می شود که مقدار یک گلوله گل رس وقتی آن را پهن می کنیم تغییر نمی کند.

کودک در این سن می تواند یک آدم نقاشی کند و برایش سر ، بدن ، دست ها، پاها، چشم، بینی و دهان بکشد. او   می تواند خانه ای دارای در ، پنجره و سقف بکشد. می تواند حروف را کپی کند یا حتی بعضی از حروف را به خاطر سپرده و بعدا بنویسد. هرچند که نمی تواند حروف را بخواند اما می تواند حروف را از هم تشخیص دهد.

رشد جسمی

کودکان در این سن اغلب با غرور و مطمئن در مورد مهارت های فیزیکی خود صحبت می کنند. در پایان پنج سالگی رشد فیزیکی کودک به حدی می رسد که می تواند تقریبا تمام کارهای خود را انجام دهد و کارهایی را که قبلا انجام می داده حالا بهتر انجام می دهد.

کودک پنج تا شش ساله از فعالیت های بدنی لذت می برد. او می تواند خوب بالا برود، شنا یاد بگیرد، برقصد و لی لی کند.

6years4

پیشرفت در مهارت های گفتاری

تا این سن بچه ها دستور زبان مادری خود را به خوبی یاد می گیرند. هرچند ممکن است در بیان افکارشان یا اتفاقات پیچیده دچار مشکل شوند و نتوانند جمله های خیلی خوبی بسازند ، ولی خیلی واضح صحبت می کنند. آنها می توانند اسم، آدرس، سن و تاریخ تولد خود را بگویند. معنی کلمه ها را می فهمند و می توانند مفهوم جمله ها را درک کنند.

کودک شما  حالا می تواند قصه بگوید و با دوستان خود گفت و گو کند. او گوش دادن به قصه را دوست دارد، از آواز و ترانه خواندن و شنیدن جوک و معما لذت می برد.

6 years5

وقتی بچه ها به مدرسه می روند ممکن است موقع صحبت کردن کلمه هایی را به کار ببرند که شما دوست ندارید. خیلی ساده به او بگویید که دوست ندارید از این کلمه ها استفاده کند و می توانید کلمه ی مناسبی را برای جایگزین کردن به او پیشنهاد دهید.

شما چه کار هایی می توانید انجام دهید:
فرزندتان را حمایت و تشویق کنید.

کودک شش ساله به حمایت و تشویق شما نیاز دارد بخصوص اگر در این سن وارد مدرسه می شود. او به این نکته توجه می کند که در مقایسه با بچه های دیگر چه کارهایی را می تواند انجام دهد و چه کارهایی را نمی تواند. برای بهتر انجام دادن کارهایی که دوست دارد حتما به کمک شما نیاز دارد.

شما می توانید با  تمرکز بر توانایی های خاص کودکتان به او کمک کنید تا احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد. می توانید با سپردن کارهای ساده ی منزل به کودک ، طعم خوش موفقیت را به او بچشانید.

با هم وقت بگذرانید.

در صورتیکه خواهر یا برادر کوچک تر در خانه باشد، کودک شش ساله شما ممکن است به وقتی که با خواهر یا برادر کوچکترش می گذرانید در حالیکه او در مدرسه است، حسادت کند. به او اطمینان دهید که ” زمان ویژه ای”  را ” فقط با او “ می گذرانید و به خاطر قدرت و اعتماد به نفسی که در مقابل چالش های مدرسه داشته، برایش جایزه ای در نظر گرفته اید.

پسر بچه های شش ساله نیاز به کمک ویژه ای از طرف پدرشان ( یا مردی از بین دوستان یا خویشاوندان نزدیک در صورت فقدان پدر) دارند. پسر بچه ها معمولا در خانه بیشتر رفتارهای زنانه را می بینند و کمتر شاهد خلق و خوی مردانه هستند. آنها دوست دارند بدانند در دنیای مردها چه خبر است. اگر پسر شما این شانس را داشته باشد که با پدرش وقت بگذراند ، در موقعیت های اجتماعی و ارتباط با پسرهای دیگر اعتماد به نفس خیلی بیشتری خواهد داشت.

6years2

بازی کردن و یاد گرفتن

بچه های پنج تا شش ساله خیلی از بازی ها را دوست دارند. به کودکتان  فرصت انجام این کارها را بدهید: نقاشی کشیدن، رنگ آمیزی کردن، مرتب چیدن اشیا، تطبیق اشکال و حروف، گوش دادن به موسیقی و قصه

بچه ها در این سن دوست دارند چیزهای زیادی بدانند و شما می توانید یک راهنما، مرجع و معلم برایشان باشید. وقتی کودکتان وارد مدرسه می شود خوب است که با معلمش در مورد خصوصیات او صحبت کنید. هر روز وقت بگذارید و به حرف های فرزندتان در مورد اتفاق های که در مدرس روی داده گوش کنید.

6 year1

در این سن مشخص شده که کودک شما راست دست یا چپ دست است . هرگز کودک را مجبور به نوشتن با دست راست یا چپ نکنید.

مشاوره کنید.

اگر یکی از موارد زیر را در کودک خود می بینید و نگران هستید، با یک متخصص مشورت کنید.

  • اگر کودک شما در مدرسه در کنترل ادرارش مشکل دارد.
  • اگر به برقرار کردن ارتباط با بچه های دیگر یا آنچه در اطرافش می گذرد توجه نشان نمی دهد .
  • اگر مشکل یادگیری در مدرسه دارد.
  • اگر پس از گذشتن یک هفته از شروع مدرسه هنوز موقع جدا شدن از شما خیلی استرس دارد.

اطلاعات ارائه شده در این مقاله فقط جهت راهنمایی است . اگر نگران پیشرفت کودک خود هستید یا پیشرفت کودکتان با بچه های هم سن و سال خودش خیلی تفاوت دارد، با یک متخصص مشورت کنید. چنانچه مشکلی وجود داشته باشد زودتر به او کمک می کنید و اگر مشکلی وجود نداشته باشد از نگرانی رها می شوید . در نظر داشته باشید که هر بچه ای استعداد خاص خودش را دارد.

ترجمه : شیرین

منبع : www.raisingchildren.net