همه‌ی نوشته‌های Mehbod

باج گیری بزرگ در فضای مجازی با وانا کریپتور

وانا کریپتور

وانا کریپتور

یک باج‌افزار کامپیوتری طی سه روز گذشته، سیستم‌های بهداشتی و درمانی، دانشگاهی و ارتباطی را مورد حمله قرار داده، فعالیت آنان را مختل کرده‌ و معضلات زیادی برای بیماران و دانشجویان ایجاد کرده ‌است. یک شرکت مشهور سازنده نرم‌افزار اعلام کرده ‌است که بیش از ۵۷ هزار مورد آلودگی را در ۹۹ کشور از جمله در روسیه و اوکراین شناسایی کرده ‌است. خبرگزاری‌های چینی هم از آلودگی برخی مدارس راهنمایی و دانشگاه‌ها در چین خبر داده‌اند. باج‌افزار یک برنامه کامپیوتری مخفی است که اطلاعات را قفل و رمزنگاری می‌کند و برای بازگشایی دوباره آن درخواست پول می‌کند.

یک باج‌افزار کامپیوتری طی ۴۸ ساعت به مهم‌ترین رویداد خبری جهان تبدیل شده و نام خود را به‌عنوان بزرگ‌ترین باج‌افزار تاریخ ثبت کرده است. این باج‌افزار WanaCryptor 2.0 نام دارد و با قفل کردن کامپیوترهای قربانیان از آنان تقاضای پول می‌کند. هرچند نمونه چنین باج‌افزارهایی پیش از این هم در اینترنت دیده شده بود اما اهمیت این باج‌افزار در حمله سریع به سیستم‌های بهداشت و درمان و دانشگاهی یا ارتباطی در بیش از ۱۰۰ کشور جهان است که باعث شده هزاران بیمار، دانشجو و… قادر به کار کردن با کامپیوترهای خود نباشند. تنها در انگلستان این باج‌افزار باعث از کار افتادن سیستم‌های کامپیوتری ۱۶ بیمارستان بزرگ این کشور شد. برخی از این بیمارستان‌ها عمل‌های غیر ضروری و کل قرارهای ملاقات بیماران خود را لغو کردند، چراکه به دلیل آلودگی سیستم‌های خود قادر به دسترسی به اطلاعات بیماران نبودند. بر اساس نخستین گزارش‌ها بیش از ۴۵ هزارکامپیوتر در سراسر جهان به این باج‌افزار آلوده شده‌اند. انگلستان، اسپانیا و روسیه از نخستین کشورهایی بودند که آلوده شدن کامپیوترهای خود را به این سیستم گزارش کرده‌اند.

باج افزار چیست

اج‌افزار یک برنامه کامپیوتری مخفی است که در صورت آلوده کردن سیستم قربانی تمامی اطلاعات آن را قفل و رمزنگاری می‌کند و سپس با گذاشتن یک پیغام در صفحه نمایش از او می‌خواهد با واریز مبلغی کد یا پسورد بازشدن قفل اطلاعات را دریافت کند. دسترسی به اطلاعات روی کامپیوتر در صورت آلوده شدن به این باج‌افزارها به هیچ شکلی ممکن نیست و تنها راه حذف سیستم عامل و استفاده از فایل پشتیبان برای بازگرداندن اطلاعات است. در مورد WanaCrypto این بدافزار برای بازگشایی دوباره کامپیوتر ۳۰۰ دلار پول را به‌صورت پول مجازی بیت‌کوین از قربانی درخواست می‌کند و در غیر این‌صورت هشدار پاک شدن اطلاعات را به کاربر می‌دهد. برخی از کسانی که این مبلغ را به هکرها پرداخت کرده‌اند از بازگشایی دوباره آن خبر داده‌اند اما برخی دیگر هم گفته‌اند به رغم پرداخت قادر به دیدن اطلاعات کامپیوتر خود نشده‌اند.

بر اساس گزارش یک مرکز تحقیقاتی باج‌افزار WanaCryptor یکی از نرم‌افزارهای توسعه داده شده توسط آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) به نام EternalBlue است که ظاهرا این نهاد برای شکستن سیستم‌های امنیتی ویندوز از آن استفاده می‌کرده و یک ماه قبل یک گروه هکری آن را افشا کرد و در اختیار عموم قرار داد. ادوارد اسنودن کارمند سابق NSA و افشاگر اطلاعات امنیتی آمریکا در حوزه تکنولوژی که هم‌اکنون در روسیه زندگی می‌کند با انتشار بیانیه‌ای مقصر اصلی این موضوع را آژانس امنیت ملی آمریکا قلمداد کرده و خواستار آن شده این آژانس مسوولیت این موضوع را برعهده بگیرد.

شرکت مایکروسافت یک ماه قبل از آن یک به‌روزرسانی را برای ویندوز منتشر کرده بود که در صورت نصب روی دستگاه اجازه آلوده شدن دستگاه به این باج‌افزار را نمی‌داد. تمامی دستگاه‌هایی که طی دو روز اخیر به این ویروس آلوده شده‌اند از جمله دستگاه‌های هستند که این به‌روزرسانی را نصب نکرده‌اند یا از سیستم‌عامل قدیمی ایکس پی استفاده می‌کرده‌‌اند که مدت‌هاست دیگر از سوی مایکروسافت از نظر امنیتی پشتیبانی نمی‌شود. با این حال که مایکروسافت این تهدید امنیتی صرفا شامل حال سیستم عامل آن می‌شود نیز روز گذشته اطلاعیه‌ای صادر کرد و گفت به‌روزرسانی جدید و کمک به مشتریان خود را برای مقابله با این تهدید در دستور کار قرار داده است. اما چرا عمده تمرکز این باج‌افزار روی سیستم‌های بهداشت و درمان بوده است؟ به نظر می‌رسد قدیمی ‌بودن سیستم‌ها و استفاده از سیستم‌عامل‌هایی چون ایکس‌پی از یکسو و حیاتی و ارزشمند بودن اطلاعات بیماران از سوی دیگر باعث توجه هکرها به تخریب بیشتر در این بخش شده است.

واکنش‌ها و راه‌های مقابله

این باج‌افزار عموما از طریق ایمیل و فایل آلوده با پسوند ورد یا PDF منتشر می‌شود و به‌صورت ایمیل به کامپیوتر کاربر وارد می‌شود. همچنین دیدن برخی سایت‌ها باعث آلودگی سیستم عامل ویندوز به آن می‌شود. مهم‌ترین توصیه کارشناسان برای مقابله با این باج‌افزار پیشگیری است. در صورتی که کامپیوتر شما سیستم عامل قدیمی ایکس‌پی دارد بهتر است هرچه سریع‌تر سیستم عامل خود را به سیستم عامل جدیدتری ارتقا بدهید همچنین استفاده از سیستم‌عامل‌های قفل شکسته که قابلیت به‌روزرسانی از سایت مایکروسافت را ندارند هم باعث در معرض خطر قرار گرفتن کامپیوتر می‌شود. کارشناسان همچنین به کاربران توصیه می‌کنند همواره از اطلاعات خود به اشکال مختلف پشتیبان بگیرند. اما برای کامپیوترهایی که به این باج‌افزار آلوده شده‌اند راه‌حل‌های زیادی وجود ندارد یا حذف ویندوز و پاک کردن سیستم و نصب دوباره آن‌که عملا باعث حذف اطلاعات می‌شود یا پرداخت مبلغ مورد درخواست هکرها به آنها که البته در این زمینه هم اطمینان چندانی از عملکرد مناسب باج‌افزار پس از پرداخت پول وجود ندارد.

هشدار پلس فتا

هرچند در ایران هنوز گزارشی از آلودگی به این باج‌افزار منتشر نشده اما به دلیل استفاده از سیستم‌های قفل شکسته و همچنین سیستم‌عامل‌های قدیمی زیاد کشور ما هم در خطر آلودگی قرار دارد. معاون حقوقی و امور بین‌الملل پلیس فتا در این زمینه گفت: این حمله که از عصر جمعه در دنیا به‌صورت وسیع آغاز شده و هدفی جز باجگیری ندارد، بسیاری از کشورها را درگیر کرده است. این حمله از نوع باج‌افزار است و قصد افراد حمله‌کننده باجگیری از طریق اطلاعات کاربران است. وی ادامه داد: حمله روز گذشته یک حمله بین‌المللی و همه‌جانبه بوده و تنها یک کشور مورد هدف هکرها نبوده است. اینکه گفته شود در این حمله تنها یک کشور مورد هدف بوده، موضوع صحیحی نیست. معاون حقوقی و امور بین‌الملل پلیس فتا با اعلام اینکه بارها به دستگاه‌ها و مراکز حساس در مورد بدافزارهای باجگیر توصیه‌های ایمنی ارائه شده است، تاکید کرد: از مسوولان «آی‌تی» سازمان‌ها می‌خواهیم تا امنیت دستگاه‌های خود را با به‌روزرسانی کردن در برابر این حمله‌ها ایمن کنند.

منبع : دنیای اقتصاد

دومحصول تازه و انقلابی آمازون

echolook_amazon

اکو لوک آمازون

شرکت آمازون در رونمایی از محصولات جدید خود، بار دیگر علاقه‌مندان به دنیای تکنولوژی و فناوری‌های جدید حوزه دیجیتال را شگفت‌زده کرد. آمازون اخیرا دو محصول جدید را معرفی کرد که به نظر می‌رسد، دستاوردهای قابل توجهی برای یک زندگی مرفه‌تر دارد. این دو عضو جدید، آمازون اکو لوک (Echo Look)و اکو شو (Echo Show)هستند. محصول نخست قادر است به کاربران در پوشیدن بهترین و خوش‌استایل‌ترین لباس کمک کند و دیگری اطلاعات بیشتری از توانایی‌های الکسا را در اختیار کاربران قرار می‌دهد (مثلا گزارش کامل وضعیت آب‌وهوا) و همچنین می‌توان از آن برای نمایش ویدئوها، خلاصه اخبار خبرگزاری‌هایی همچون سی‌ان‌ان، محتویات وب‌سایت یوتیوب و حتی وب‌سایت آمازون ویدئو نیز استفاده کرد. در ادامه به شرح مفصل این دو محصول انقلابی آمازون بیشتر می‌پردازیم.

اکو لوک

آمازون اکو لوک (Echo Look)از تکنولوژی‌های اکو، اکو تپ (Echo Tap) و اکو دات (Echo Dot)بهره می‌برد. تنها نقطه مشترک بین محصولات اکو، به‌کارگیری دستیار صوتی الکسا در تمامی مدل‌ها است، اما اکو لوک با دیگر اعضای خانواده خود تفاوت‌های عمده‌ای دارد و وظیفه‌ پخش موسیقی یا افزایش کیفیت سیستم‌های صوتی را برعهده نخواهد داشت. البته این دستگاه به یک اسپیکر برای شنیدن صدای الکسا و همچنین یک دوربین بی‌نظیر برای گرفتن عکس و ضبط ویدئو مجهز شده است.آمازون می‌گوید که اکو لوک همه ویژگی‌های دوست‌داشتنی الکسا را در اختیار دارد. البته فعلا فقط بهترین تیپ ظاهری شما را برایتان انتخاب می‌کند. کاربران می‌توانند این دستگاه را با استفاده از گیره‌ تعبیه شده به دیوار وصل کنند یا آن را روی میز قرار داده سپس با استفاده از دستورات صوتی به اکو لوک دستور دهند تا از آنها عکس یا فیلم کوتاه بگیرد. همان‌طور که در بالا به آن اشاره شد، دوربین این دستگاه به سیستم تشخیص عمق، فلاش ال‌ای‌دی و چشم کامپیوتری مجهز است و قادر است پیش‌زمینه عکس را به شکل مات (blur) تغییر داده و تصاویر بسیار زیبا و حرفه‌ای به کاربران هدیه دهد.

کاربران می‌توانند با استفاده از سرویس «Style Check» که از تکنولوژی یادگیری ماشینی و نظرات متخصصان دنیای مد و لباس بهره می‌برد، از نظارت کارشناسان در زمینه نحوه لباس پوشیدن و گرفتن ژست مناسب استفاده کنند. علاوه بر این، اطلاع از وضعیت آب‌وهوا و کنترل دستگاه‌های هوشمند منزل از طریق این دستگاه نیز امکان‌پذیر خواهد بود.درون اکو لوک سنسور و تکنولوژی‌های مختلفی به‌کار گرفته شده است. این دستیار هوشمند به عضو ثابت همه دستگاه‌های اکو یعنی الکسا که از طریق فرمان صوتی فعال می‌شود، مجهز شده است. دو آنتن وای‌فای (۴/ ۲ گیگاهرتز و ۵گیگاهرتز)، دوربین ۵ مگاپیکسلی با قابلیت تشخیص عمق (باعث می‌شود فضای اطراف شما تار شود)، فلاش برای عکاسی در نور کم، میکروفون برای برقراری ارتباط با الکسا و یک اسپیکر باکیفیت برای شنیدن الکسا از دیگر تجهیزات به‌کار رفته در این دستیار هوشمند محسوب می‌شوند. این دستگاه فاقد قابلیت پخش موزیک از طریق بلوتوث و درگاه AUX است.

آمازون اکو شو

جدیدترین محصول آمازون، اکو شو
(Echo Show)به یک نمایشگر و طبق معمول دستیار صوتی الکسا مجهز شده است. این محصول که تصاویر آن هفته ‌گذشته در اینترنت لو رفته بود، از روز گذشته در وب‌سایت آمازون و با قیمت ۲۲۹٫۹۹ دلار آماده پیش‌سفارش است. سیستم تشخیص صوت برای تنظیم تایمر و گوش دادن به موسیقی یکی از این ویژگی‌هایی است که در این دستگاه و همواره در دیگر محصولات اکو مشاهده کرده‌ایم. اما نمایشگر به‌کارگرفته شده در این دستگاه، توانایی‌ و کاربردهای متفاوتی دارد. صفحه نمایش اکوشو قادر است مانند قاب عکس دیجیتالی عمل کند و تصاویر ذخیره شده کاربران را در سرویس Prime Photos نمایش دهد و حتی هنگام پخش موسیقی قادر است متن ترانه را به‌نمایش بگذارد. آمازون ادعا می‌کند که کاربران می‌توانند با اتصال اکوشو به دوربین‌های نظارتی و امنیتی از طریق وای‌فای، تصاویر دوربین‌ها را به‌صورت زنده و از طریق نمایشگر دستگاه مشاهده کنند. جدیدترین و جذاب‌ترین ویژگی این دستگاه امکان دسترسی به تماس‌های صوتی و تصویری است. تمامی کاربرانی که از اپلیکیشن الکسا استفاده می‌کنند می‌توانند تماس‌های صوتی و تصویری خود را از طریق این دستگاه دریافت یا برقرار کنند و همراه با این دسترسی، آمازون یک ویژگی جدید با نام «Drop In» را نیز معرفی کرده که به دوستان و اقوامی که از قبل از سوی کاربر انتخاب شده‌اند امکان برقراری تماس تصویری درهر زمانی را می‌دهد. دریافت‌کننده تماس تنها ۱۰ثانیه فرصت دارد که این تماس‌ها را رد یا به تماس صوتی منتقل کند. اکو شو همانند دیگر محصولات، از سیستم میکروفون بهره‌ می‌برد، البته با این تفاوت که در اکو شو به‌جای ۷ میکروفون، از ۸ میکروفون و یک صفحه نمایش ۷ اینچی استفاده شده است. روی فریم دور نمایشگر نیز یک دوربین ۵مگاپیکسلی و یک جفت اسپیکر ۲ اینچی قرار گرفته است.

منبع : دنیای اقتصاد

هوش مصنوعی جهان را تسخیر می‏ کند

آینده هوش مصنوعی

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی در سال‏های اخیر پیشرفت‏های زیادی کرده و به تدریج در حال تبدیل شدن به یک صنعت بزرگ است. به این ترتیب کامپیوترها و دستگاه‏های دیجیتال در این حوزه به سرعت در حال پیچیده و پیشرفته‏ تر شدن هستند. با این حال اما بعضی از باهوش‏ترین مردم جهان عمیقا نگران روزی در آینده نه چندان دور هستند که در آن روبات‏ها می‏توانند رشد کنند و در برابر ما قرار بگیرند، تا جایی که این روند در نهایت تهدیدی برای موجودیت بشر باشد. بزرگان و فعالان شناخته شده صنعت تکنولوژی از تیم برنرزلی و استفان هاوکینگ گرفته تا مدیران باهوش بخش‏های صنعتی مانند ایلان ماسک و بیل گیتس از جمله این افرادی هستند که حالا خیلی جدی دغدغه آینده زندگی انسان در جهانی با روبات‏های هوشمند و همه ‏کاره را دارند و درباره اینکه هوش مصنوعی بتواند زندگی آینده انسان را در کنترل بگیرد، هشدار داده‏ اند.

تیم برنرزلی: معمار ساختار اصلی و اولیه وب جهانی معتقد است در اختیار گرفتن کنترل جهان توسط هوش مصنوعی می‏تواند کابوس ترسناکی باشد. این پدیده با ایجاد شرکت‏های جدید و نفوذ به ساختار بخش‏ها و شرکت‏های مختلف دیگر می‏تواند تغییرات جدی در دنیای پیرامون ما ایجاد کند. او در این مورد می‏ گوید: «نجات از میان این شرکت‏های بزرگ و فعال در حوزه هوش مصنوعی تا زمانی امکان دارد که شما بتوانید به این سوال پاسخ دهید که آیا این امکان وجود دارد که بفهمیم این جریان چطور عادلانه خواهد بود و اینکه چطور باید چنین موضوعاتی را برای یک کامپیوتر توضیح بدهیم؟!»

استفان هاوکینگ: او مدتی پیش در دانشگاه کمبریج درباره آینده هوش مصنوعی صحبت کرد. او معتقد است که هوش مصنوعی تله‏ ها و دام‏ های مخرب مختلفی دارد. او می‏گوید: «من معتقدم که هیچ تفاوت عمیقی میان آنچه با یک مغز بیولوژیکی می‏توان به آن رسید و آنچه با یک کامپیوتر دست‏یافتنی است، وجود ندارد. بنابراین آنچه نشان می‏دهد که در تئوری‏ها کامپیوترها توانایی انجام آن را دارند، در واقع نوعی شبیه‏ سازی از مغز انسان است. همین روند هم در حال توسعه هوش مصنوعی است.» او در ادامه درباره دو روند ممکن و احتمالی در آینده توضیح می‏دهد؛ یکی از این جریان‏ها به از بین رفتن و ریشه‏ کنی فقر و بیماری منجر می‏شود و یکی دیگر به تولید و ایجاد سلاح‏ها و ابزارهای غیر قابل کنترل از سوی انسان‏ها. او می‏گوید: «به‏ طور خلاصه، رشد هوش مصنوعی و قدرت گرفتن آن می‏تواند بهترین اتفاق یا بدترین اتفاق برای انسان‏ها باشد. با این حال اما هنوز نمی‏دانیم که کدام امکان‏پذیر و محتمل است.»

با این همه اما استفان هاوکینگ اولین بار سه سال پیش و در مصاحبه ‏ای با بی‏ بی ‏سی درباره هوش مصنوعی هشدار داد و مدعی شده بود که رشد این پدیده می‏تواند به موجودیت نوع بشر پایان بدهد. او گفته بود: «توسعه کامل هوش مصنوعی می‏تواند پایان زندگی انسان را نزدیک‏تر کند. در حقیقت انسان‏ها با سیر تحول و رشد بیولوژیکی کند و محدودشان هرگز نمی‏توانند در برابر روبات‏های مجهز به هوش مصنوعی رقابت کرده و آنها را پشت سر بگذارند.» در همین راستا هاوکینگ یک سیر تحول را در این زمینه تخمین زد و گفت: «تا صد سال آینده کامپیوترها به کمک هوش مصنوعی می‏توانند بر انسان‏ها غلبه کنند. وقتی چنین اتفاقی بیفتد ما باید مطمئن شویم که کامپیوترها و روبات‏ها اهدافی در راستای اهداف ما دارند.»

ایلان ماسک: او که به خاطر سرمایه‏ گذاری در استارت‏ آپ‏ها و شرکت‏های مهم حوزه تکنولوژی مانند PayPal و البته‏ اید ه‏ های خاص و نوآورانه ‏اش شناخته می‏ شود در ماه گذشته میلادی درباره نگرانی‏های زیادی از غلبه هوش مصنوعی بر زندگی انسان صحبت کرد. او با تاکید بر اینکه با گسترش هوش مصنوعی و رشد روبات‏های هوشمند دیگر جایی برای انسان‏ها نخواهد بود، گفته است: «بگذارید این‌طور بگویم که شما یک ساختار هوش مصنوعی خودکار را توسعه می‏دهید تا خودش توت‏ فرنگی ‏های رسیده را بچیند و به تدریج در این کار رشد کند و بهتر شود. بنابراین تنها چیزی که این روبات واقعا می‏خواهد، فقط چیدن توت‏فرنگی‏ هاست. به این ترتیب است که زمانی خواهیم دید که تمام دنیای ما را مزارع توت ‏فرنگی گرفته‏ اند و دیگر جایی برای ما نیست.»  او همچنین در مصاحبه‏ ای در سال ۲۰۱۴ در این مورد گفته بود: «فکر می‏ کنم ما باید خیلی درباره هوش مصنوعی مراقب باشیم. به نظر من این پدیده احتمالا بزرگ‏ترین تهدید زندگی ماست. بنابراین ما باید خیلی مراقب باشیم. من خیلی جدی معتقدم که باید بعضی قوانین و نظارت‏ های ملی و بین‏ المللی بر روند رشد هوش مصنوعی وجود داشته باشد.»

اریک اشمیت: او در مصاحبه‏ ای با واشنگتن پست گفته است: «من فکر می‏کنم که این تکنولوژی در نهایت یکی از بزرگ‏ترین قدرت‏های موثر در تاریخ بشریت خواهد بود، چون مردم را باهوش‏تر می‏کند. من قطعا درباره ۱۰ یا ۲۰ سال آینده نگران نیستم. ما هنوز در مرحله ابتدایی درک این پدیده قرار داریم. ما راه زیادی تا رسیدن به نهایت این تکنولوژی قدرتمند در پیش داریم.»

بیل گیتس: او سال گذشته در مصاحبه‏ای با بی ‏بی ‏سی در مورد افکار و عقایدش درباره تهدیدات احتمالی هوش مصنوعی برای زندگی انسان صحبت کرده است. او در این مصاحبه گفته است: «من و دوستانم در دنیای تکنولوژی درباره این پدیده قدرتمند نگرانیم. در ابتدا ماشین‏ها و روبات‏ها کارهای زیادی برای ما انجام می‏دهند که چندان هم پیچیده و مشکل نیستند. این اتفاق تا جایی که تحت کنترل و مدیریت ما باشد. تا چند دهه آینده هوش مصنوعی آنقدر قدرتمند شده است که بتواند به یک نگرانی مهم تبدیل شود. من با ایلان ماسک و بعضی دیگر از دوستانم موافقم که این پدیده می‏تواند به شکلی جدی نگران‏کننده باشد.»

استیو ووزنیاک: او سال گذشته درباره تاثیر هوش مصنوعی بر نژاد انسان گفت که در آینده انسان‌ها به حیوانات خانگی برای روبات‏ها تبدیل خواهند شد: «من موافقم که آینده برای انسان ترسناک و بسیار بد خواهد بود. اگر ما این ابزارها و دستگاه‏ها را برای انجام همه کارهای مان بسازیم، در نهایت آنها سریع‏تر و بهتر از ما فکر و عمل خواهند کرد تا بالاخره روزی ما را کنار بزنند. آنها هوشمندتر از ما خواهند شد و اگر این اتفاق بیفتد، خیلی زود روبات‏ ها می‏توانند تشخیص بدهند که ما چه نیازها و خواسته‏ هایی داریم.»

جان تالین: او که یکی از موسسان شرکت Skype است، در مصاحبه‏ای با Techworld گفته است: «اتفاقات مختلفی در حوزه هوش مصنوعی در حال رخ دادن است. جریان این اتفاقات بسیار سریع است و از آنجا که می‏ تواند برای شرکت‏های فعال در این زمینه بسیار درآمدزا باشد، آنها تلاش بیشتری برای توسعه آن می‏کنند. همه ما دیدیم که یک الگوریتم ساده جست‏وجوی اینترنتی در زمانی اندک برای گوگل میلیون‏ها دلار درآمد تولید کرد. او در این مورد گفته است: «من فکر می‏کنم که هنوزبرای نگرانی از آینده هوش مصنوعی و تاثیر آن بر زندگی انسان خیلی زود است. در حال حاضر ایجاد اتحاد و یکپارچگی میان صنعت و دانشگاه اهمیت بیشتری دارد و قطعا کمک بیشتری به ما برای رویارویی با آینده می‏کند.»

منبع : دنیای اقتصاد

 

هشت آرزوی عجیبی که بنیاد یک آرزو کن برآورده کرده است !

make a wish
                بنیاد یک آرزو کن

بنیاد «یک ‌آرزو کن» از سال١٩٨٠ تاسیس شده است؛ بنیادی که در تمام این سال‌ها تلاش کرده تا آرزوی هزاران‌هزار کودک سرطانی را برآورده کند؛ کودکانی که با بیماری‌های صعب‌العلاج درگیر هستند و بسیاری از آنها امید زیادی به ادامه زندگی ندارند.

این بنیاد در تمام این سال‌ها با کمک کمپانی‌های قدری همچون «والت‌دیزنی» و البته ستاره‌های هالیوودی، بچه‌ها را برای رسیدن به آرزوهای کوچکشان کمک کرده و همیشه با ایده‌های عجیبی بچه‌ها را به آرزویشان رسانده است. هشت‌آرزوی عجیبی که در سال گذشته توسط بنیاد «یک آرزو کن» به حقیقت رسیده از این قرار است:

دیزنی حامی یک آرزو کن
                  دیزنی حامی یک آرزو کن

٨- سم در بزرگ‌ترین لیگ دنیا شرکت کرد
سم درست مانند خیلی از بچه‌های همسن‌وسالش در آمریکا، بیسبال را دوست دارد. اما در سال‌های اخیر با ابتلا به سرطان خون و تخریب سلول‌های عصبی‌اش، قادر به بازی در زمین بیسبال نبود و تنها از قاب تلویزیون بازی‌های مهم را دنبال می‌کرد. یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای سم، بیسبال بازی‌کردن بود، اما از آنجایی که نمی‌توانست، دوست داشت حداقل یک مکان مناسب کنار زمین داشته باشد تا بتواند از نزدیک، هم‌تیمی‌هایش را راهنمایی کند. اینجا بود که بنیاد «یک آرزو کن» دست به کار شد. آنها برای او یک جای کوچک درست کردند که بتواند با دستگاه‌هایی که به بدن او وصل بود، کنار زمین بیسبال دراز بکشد و از همان‌جا بازی را تماشا کند و برای دوستان و هم‌تیمی‌هایش راهنمای خوبی باشد. برای این کار دانشگاه‌های زیادی دست‌به‌کار شدند و زمین بزرگ و حرفه‌ایشان را در اختیار هم‌تیمی‌های سم گذاشتند. با مقدار پولی که در مراسم‌های مختلف دانشکده‌های می‌سی‌سی‌پی، آیوا و… برگزار شد، دانشجویان توانستند یک مکان را برای سم در نظر بگیرند، دورش را حصار بکشند و تمام موارد امنیتی را در نظر بگیرند تا سم ١١ساله بتواند به یکی از آرزوهای بزرگش برسد!

٧- ٣۵میلیون کارت امید 
بعضی آدم‌ها از همان ابتدا با یک‌روحیه مبارز به دنیا می‌آیند. آنها همیشه به برنده‌بودن احتیاج دارند؛ اگر مایکل جردن تنها فقط برای سرگرمی بسکتبال بازی می‌کرد، هیچ‌وقت مایکل جردنی که امروز می‌شناسیم، نبود. دانلد ترامپ فقط به‌دنبال پول نیست، او تمام اسکناس‌های روی زمین را می‌خواهد و دوست دارد توجه تمام مردم دنیا را به خودش جلب کند و همین شاخصه است که او را به دانلد ترامپ تبدیل می‌کند. آدم‌های مبارز در هرجایی که باشند، بازهم مبارز هستند و آمده‌اند که برنده باشند. در سال١٩٨٩ کریگ ٩ساله با تومور مغزی در رینگ قرار داشت. دوستانش برای او کارت‌های امیدبخش می‌فرستادند و آرزو می‌کردند که خوب شود. اما کریگ تنها به چندکارت راضی نمی‌شد، او تمام کارت‌های دنیا را می‌خواست و آرزویش همین بود. اینجا بود که بنیاد «یک آرزو کن» وارد شد و در یک بیانیه اعلام کرد آرزوی یک‌کودک ٩ساله، تنها فرستادن یک کارت آرزو برای سلامتی اوست. کارت‌های زیادی به سوی کریگ ٩ساله روانه شد و همان‌موقع یک معجزه رخ داد. یک تاجر متمول تصمیم گرفت تا هزینه جراحی کریگ را برعهده بگیرد و او تحت‌عمل قرار گرفت. اما نکته قابل‌توجه اینجا بود که کریگ تا سال٩١ نزدیک به ٣۵میلیون‌کارت دریافت کرد و تا همین امروز هم زنده است. او یکی از بزرگ‌ترین مبارزانی است که به جنگ با سرطان رفته و توانسته آن را شکست دهد.

بازیگران هالیود حامی بنیاد یک آرزو کن
بازیگران هالیود حامی بنیاد یک آرزو کن

۶- آدمخوارها 
«جزیره جیلیان» عنوان سریالی است که در دهه۶٠ به‌شدت محبوب بود؛ سریالی که با رسیدن به فصل‌سوم به تعطیلی کشیده شد و مخاطبان را با یک دنیا علامت سوال در مورد قهرمانان داستان رها کرد. این سریال سال‌ها و سال‌ها به‌صورت بازپخش از شبکه‌های مختلف روی آنتن می‌رفت و هربار سیل عظیمی از مخاطبان را برای بارچندم ناامید می‌کرد. در میان تمام این مخاطبان یک دختر ١٠ساله مبتلا به سرطان حضور داشت. او دوست داشت بداند که چه بر سر جیلیان و همراهانش آمده است، آیا طعمه آدم‌خواران جزیره شدند یا اینکه توانستند راه فرار از جزیره را پیدا کنند. باز هم «یک آرزو کن» دست‌به‌کار شد. با تمام بازیگران سریال تماس گرفت و از آنها خواست تا برای برآورده‌کردن آرزوی یک‌دختر ١٠ساله به آنها کمک کنند. خب اینطور شد که گروه تولید و فیلمبرداری دست‌به‌کار شدند و یک‌قسمت نهایی برای دختری که دوست داشت بداند سرنوشت جیلیان و دوستانش چه شده است، درست کردند؛ آرزویی که توانست امید زیادی به سامانتا دهد تا توان بیشتری برای جنگ با سرطان پیدا کند.

۵- آشپز بی‌احساس 
اما یکی از عجیب‌ترین آرزو‌ها، آرزوی انزوی شش‌ساله بود. او یکی از طرفداران پروپا قرص برنامه «آشپزی با اینا گارتن» بود. انزوی با سرطان خون در جنگ بود و همیشه برنامه‌های آشپزی را روی تختخوابش تماشا می‌کرد. او یک آرزوی کوچک داشت و می‌خواست از نزدیک اینا را ببیند و برای او به‌صورت زنده غذای مورد علاقه‌اش را درست کند. خب، آرزوی خیلی بزرگی نبود! اما آشپز موردنظر علاقه‌ای به انجام‌دادن این کار نداشت!! تمام رسانه‌ها وارد عمل شدند و تلاش کردند او را راضی کنند، اما هیچ‌راهی وجود نداشت. سه‌سال از مطرح‌کردن این آرزو می‌گذشت و اینا گاردن راضی نمی‌شد و هربار اعلام می‌کرد علاقه‌ای به انجام این کار ندارد!!! رسانه‌ها به او حمله کردند و بعد از مدت کوتاهی هیچ‌تهیه‌کننده‌ای حاضر به ‌کارکردن با او نشد تا در نهایت نامش از خاطره‌ها گم شد. بنیاد «یک آرزو کن» بعد از تلاش‌های شبانه‌روزی از انزو خواست تا یک آرزوی دیگر داشته باشد و در نهایت انزو به رقصیدن و شناکردن با دلفین‌ها راضی شد… .

هنرپیشه حامی بنیاد یک آرزو کن
           هنرپیشه حامی بنیاد یک آرزو کن

۴- خرس بزرگ 
در سال١٩٩۶ اریک ١٧ساله که از تومور مغزی رنج می‌برد، آرزوی عجیبی داشت. او آرزوی کشتن یک‌خرس بزرگ را داشت!!! «یک آرزو کن» تمام راه‌ها را رفت و خرس‌قهوه‌ای بزرگی برای این کار انتخاب شد. اینجا بود که انجمن حمایت از حیوانات وارد کار شد و جنگ و دعوا به راه افتاد. بعد از صحبت‌های فراوان، اریک راضی شد تا به جای اینکه خرس را بکشد، با او یک عکس یادگاری بگیرد! پیرس برانسون برای این کار داوطلب شد و خانواده اریک را به یک میهمانی شام دعوت کرد و قرار شد همراه آنها تا جنگلی که خرس در آن زندگی می‌کند، بروند و خرس را با آمپول بیهوشی شکار کنند تا اریک بتواند مانند شکارچی‌ها با خرس بیهوش عکس بگیرد. اما این تمام ماجرا نبود. بعد از اینکه اریک راضی شد، یک روز بدون اینکه به کسی خبر دهد، همراه با پدر و شکارچی‌ای که برای این کار انتخاب شده بود، صبح زود به جنگل رفتند و تا به همین امروز هیچ‌کس خبر ندارد که آیا اریک واقعا یک‌خرس را کشته یا اینکه… . بعد از این ماجرا «یک آرزو کن» خودش را از تمام آرزوهایی که به شکارکردن و کشتار مربوط می‌شد، جدا کرد.

٣- نبرد مجازی 
بن، ٩ساله بعد از اینکه به سرطان خون مبتلا شد، راه‌حل جدید و تازه‌ای را برای مبارزه با سرطان و پشت‌سرگذاشتن عوارض بعد از شیمی‌درمانی برای خودش انتخاب کرد. او فکر کرد به جای اینکه بعد از شیمی‌درمانی یک‌جا بنشیند و تنها به این بیندیشد که قرار است به‌زودی بمیرد، تصمیم به مبارزه گرفت؛ یک مبارزه با دشمنی به نام سرطان. او آرزو کرد در یک بازی کامپیوتری حضور داشته باشد و به جنگ با سرطان برود؛ جنگی که در آن تمام سلول‌های سرطانی قرار بود نابود شود. از تولید‌کنندگان بازی دعوت شد تا برای بازی‌ای که مخصوص بن بود، سناریو نوشته شود. طراحی شخصیت شود و در نهایت بازی طوری جلو برود که بن بتواند در آن تمام سلول‌های سرطانی را نابود کند. شش‌ماه بعد کمپانی «لوکاس» بازی بن را طراحی و تولید کرد. از آنجایی که بن یکی از دوست‌داشتنی‌ترین بچه‌های دنیا است، از کمپانی لوکاس درخواست کرد این بازی تنها به او تعلق نداشته باشد. کاراکتر‌های دیگری هم وارد بازی شدند و هربچه‌ای که با سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کرد، می‌توانست نام خودش را به‌عنوان جنگجو وارد بازی کند و به نبرد با سلول‌های سرطانی برود.

٢- بازی سه‌بعدی 
درحالی‌که بازی «ورلد آف‌کرفت» همه‌گیر شده بود و تمام معتادان به بازی‌های کامپیوتری درگیر آن بودند. ازرا چارلتون پسربچه ١٠ساله با تومور مغزی در جدال بود. ازرا از همکلاسی‌هایش شنیده بود که این بازی چقدر هیجان‌انگیز است، اما پدر خانواده توانایی مالی برای خرید یک کامپیوتر مناسب و یک‌اکانت برای ورود به بازی را نداشت. چندماه پیش خانه آنها در یک حادثه آتش‌سوزی سوخته و همه‌چیز از بین رفته بود. بنیاد «یک آرزو کن» زمانی که از این ماجرا باخبر شد، تصمیم گرفت تا یک هدیه هیجان‌انگیز به ازرا و خانواده‌اش بدهد. آنها با کمپانی‌ای که بازی کامپیوتری «ورلد آف‌کرفت» را طراحی کرده بود، تماس گرفتند و از آن خواستند یک‌تور هیجان‌انگیز برای ازرا در کمپانی در نظر بگیرد. اینطور شد که ازرا به‌عنوان میهمان افتخاری وارد شرکتی شد که تمام همکلاسی‌هایش آرزوی ورود به آن را داشتند. آنجا بود که او با عینک سه‌بعدی وارد بازی شد و به صورت زنده یک‌روز تمام بازی کرد.

١- گاتهام واقعی 
اما عجیب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین آرزویی که بنیاد «یک آرزو کن» برآورده کرده است، «بت کید» است. برای برآورده‌کردن این آرزو یک‌روز تمام شهر سانفرانسیسکو دست‌به‌دست هم دادند تا آرزوی یک‌کودک پنج‌ساله برآورده شود. مایل سه‌سال بود که با سرطان در جدال بود و زمانی که بنیاد «یک آرزو کن» از آرزوی عجیب او باخبر شد، یک اعلان به شهر سانفرانسیسکو داد و از شهروندان درخواست همکاری کرد. در این واقعه نه‌تنها شهروندان، بلکه نیروی پلیس و حتی شهردار هم وارد بازی شدند و به مدت چندساعت اسم شهرشان را به گاتهام تغییر دادند و بت کید با لباس و البته موتور و ماشین بت من، وارد شهر شد و تمام شهر را از شر دزدان و شروران نجات داد و در پایان روز، کلید طلایی شهر را از دستان شهردار برای برقرارکردن امنیت به شهر دریافت کرد.

منبع : سایت خبری فرارو

شعله رقصان غزل خاموش شد

بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی

بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی

بانوی غزل سرای ایران که از ۱۵ مرداد به حال کما به سر می برد بامداد سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فرو بست. سیمین بهبهانی با عنوان «بانوی غزل» شناخته می شد و به خاطر نوآوری هایی که داشت «نیمای غزل» هم لقب گرفته بود. متولد ۲۸ تیر ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ خورشیدی در تهران درگذشت.

محبوبیت شاعران در جامعه ما به این خاطر است که هیچ هنری نزد ایرانیان مرتبه شعر را ندارد و ایرانیان هیچ هنرمندی را به اندازه شاعر دوست نمی دارند.

نگویید پس این همه کتاب شعر که بی مشتری مانده چه حکمتی دارد؛ که گفتم و می گویم شاعر و نه هر شاعری. چه، در همان قرونی که مولانا و سعدی و حافظ ظهور کردند نیز ایران شاهد شاعران بسیار بود اما این سه ماندند و درخشیدند و حتی خواجوی کرمانی در قیاس با درخشش حافظ رنگ باخت.

همان گونه که از میان شاعران کلاسیک فارسی و طی هزار سال پنج و به روایتی شش شاعر بیشتر در ذهن وزبان ما ماندگار شدند در این کمتر از یکصد سال که شعر پارسی دوران تازه ای را تجربه می کند نیز از این خیل شاعران تازه که اغلب میان سنت و مدرنیته معلق اند، چند نام برجسته تر شده و باقی می ماند و سیمین بهبهانی که ساعاتی پیش، چشم از این دنیای خاکی فروبست یکی از همین هاست.

شاعری که شعر تغزلی و کلاسیک را با اوزان تازه می سرود و چون نوگرا به مفهوم مصطلح نبود در میان عوام شعر دوست هم محبوبیت خاص داشت و اشعار او در موسیقی دستگاهی ایرانی نیز قابل اجرا بود. کما این که همین تازگی ها همایون شجریان سروده او با عنوان«چرا رفتی» را خواند که بسیار هم گل کرد و بازار راکد موسیقی را رونقی دوباره داد و درست در روزی که شاعر به کما رفت کنسرت آن را هم به صورت زنده اجرا کرد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت.  آلبوم را همه نه با نام اصلی آن- نه فرشته نه ابلیس- که با عنوان همین شعر – چرا رفتی- می شناسند و به همین خاطر کنسرت هم «چرا رفتی» نام گرفت:

چرا رفتی،چرا؟- من بی قرارم،
به سر، سودای آغوش تو دارم.-

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟
ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟

نه هنگام گل و فصل بهار است؟
نه عاشق در بهاران، بی قرار است؟

همچنین جا دارد به یاد آوریم«هوای گریه با من» را ؛ که آن نیز سروده همین شاعر بود و  در اجرای موسیقایی آن،برای فرزند استاد، شهرت مستقل از پدر به ارمغان آورد.

سیمین خلیلی مشهور به سیمین بهبهانی اگرچه با فرهنگ و گفتمان مسلط فرهنگی فاصله داشت و چه بسا این اواخر هیچ نسبتی نداشت ایران را اما بسیار دوست می داشت و در نخستین روزهای شروع جنگ عراق علیه ایران در همان مهر ماه ۱۳۵۹ این شعر را سرود:

ای عزیزان! امید فتح شماست
در دلم هیچ اگر تمنا هست

شب اگر وهمناک و تاریک است
روشنی های صبح فردا هست

خصمم اگر با نشان بولهبی است
با شما آیت «سََیصلی» هست

در مهر ۱۳۵۹ که آتش جنگ درگرفت دیگر جای سرودن اشعار عاشقانه نبود و با الهام از سوره «تبت» و آیه «سیصلی نارا ذات لهب» شعر «ما نمی خواستیم اما هست» را چونان «پاره دلی» به «رزمندگان دلیر» تقدیم کرد. کاری که شاید امروز نزد برخی چندان مهم جلوه نکند اما باید دانست که برخی از صاحبان دیگر سخن انجام ندادند. دو ماه بعد نیز برای«مدافعان دلیر خونین شهر» سرود.

هر چه سن سیمین بالاتر می رفت و تجربه های بیشتر می آموخت عشق او هم بزرگ و بزرگ تر می شد:

شلوارِ تا خورده دارد / مردی که یک پا ندارد
خشم است و آتش، نگاهش/ یعنی: تماشا ندارد

رخساره می تابم از او/ اما به چشمم نشسته
بس نوجوان است و شاید/ از بیست، بالا ندارد

شاعران را باید با شعرشان و حسی که به مردمان زمان خود و پس از خود داده اند و می بخشند داوری کرد نه با فراز و فرودی که در زندگی خصوصی هر کسی هست یا باورهای سیاسی و غیر سیاسی شان. چندان که اگر چنین باشد درباره سعدی نیز می توان گفت مذهبی داشت غیر از مذهب رسمی پس از خود و در وصف هلاکو خان مغول هم سروده بود.

وقتی مهدی اخوان ثالث (م.امید) درگذشت احمد شاملو پیامی فرستاد و گفت: «شاعران، هرگز نمی میرند». بسیاری این سخن را برای جبران کدورتی دانستند که در یکی دو سال آخر به خاطر سخنرانی شاملو در دانشگاه برکلی آمریکا درباره شاهنامه و فردوسی میان آن دو ایجاد شده بود یا اندوخته ای برای خودش اما اکنون که سال ها از مرگ هر دو می گذرد روشن شده است آنان که سخنی از خود بر جای گذاشته اند در ذهن و زبان مردمان باقی می مانند.

حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی و بزرگان دیگر انگار همیشه با ما هستند. شاعران معاصر البته نتوانستند آن قله ها را تکرار کنند اما همین که شعر آنان به صورت ترانه خوانده یا زمزمه می شود یا گاه اینجا و آنجا و حتی در محفلی که هیچ نسبتی با ادب و فرهنگ هم ندارد بر زبانی می نشیند و بر گوش ها خوش می آید به این معنی است که شاعران با شعر خود زنده می مانند و سیمین بهبهانی نیز این بخت را دارد که بماند.

شاعری که روزی سروده بود:

«یا رب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم، خوارش کنم زارش کنم

از بوسه های آتشین، وزخنده های دل نشین
صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم

گیسوی خود افشان کنم، جادوی خود گریان کنم
با گونه گون سوگندها، بار دگر یارش کنم

چون یار شد بار، دگر کوشم به آزار دگر
تا این دل دیوانه را راضی ز آزارش کنم»

این شعر را هم به بانوی قصه فارسی – سیمین دانشور- تقدیم کرده بود:

دوباره می سازمت وطن/ اگرچه با خشتِ جان خویش
ستون به سقف تو می زنم/ اگر چه با استخوانِ خویش

دوباره می بویم ازتو گل/ به میل نسلِ جوان تو
دوباره می شویم از تو خون/ به سیل اشک روان خویش

سال پیش و در پنجم آبان ۱۳۹۲ به دعوت علی دهباشی عزیز که بخارا را یک تنه چون یک بنیاد برپا داشته در « شب سایه»- برای گرامی داشت امیر هوشنگ ابتهاج – حاضر شدم. هم دیر رسیدم و هم به دلیلی زود باید می رفتم و شگفتا که تنها فرصت حضوردر یکی از برنامه ها دست داد. درست، هنگامی که سیمین بهبهانی به یاری خانم «مهرو ملالی» پشت تریبون می رفت تا غزلی را به سایه پیش کش کند. احساس می شد بینایی خود را از دست داده اما نه خود بروز می داد و نه دیگران در این نکته دقیق می شدند و تنها می شنیدند:

دیگر نه جوانم، که جوانی کنم ای دوست
یا قصه از آن «افتد و دانی» کنم، ای دوست

هنگام سبک خیزیِ آهوی جوان است
پیرانه سر آن به، که گرانی کنم ای دوست

تا رسید به این بیت که

دل مُرد و در او شعله ی رقصانِ غزل مُرد
حیف است تغزّل که زبانی کنم ای دوست

و دیدم که هم قطره اشکی از چشم شاعر افتاد و هم چشم های حاضران خیس می شد.

آری، در این سرزمین و نزد مردمان آن، هیچ هنری گرامی تر از شعر و هیچ هنرمندی محبوب تر از شاعر نیست و در میان گونه های شعری نیز همچنان غزل و شعر تغزلی دوست داشتنی ترند و چون قصه، قصه عشق است وقتی شاعر، زن باشد شیرین ترهم می نشیند.

شاعری که توانست مفهوم عشق را در شعر خود ارتقا دهد و از احساسات جوانانه و روایت شخصی به مفاهیم بلند و عمومی برساند و این نکته را با مقایسه تاریخ سرودن اشعار به وضوح درمی یابید.

هنر او از حیث ظاهری «اوزان تازه» بود و از جنبه متن و معنی نوع نگاه به عشق که مدام آن را ارتقا داد و از این نظر، بختیار بود که بلند زیست تا از عهده این کار برآید. بر این پایه می توان گفت شاعر نمی میرد اگر چه مرده باشد و پیش تر خود سروده باشد:

دل مُرد و در او شعله ی رقصانِ غزل مُرد

منبع : سایت خبری عصر ایران