بایگانی ماهیانه: مرداد ۱۳۹۳

شعله رقصان غزل خاموش شد

بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی

بانوی غزل ایران سیمین بهبهانی

بانوی غزل سرای ایران که از ۱۵ مرداد به حال کما به سر می برد بامداد سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فرو بست. سیمین بهبهانی با عنوان «بانوی غزل» شناخته می شد و به خاطر نوآوری هایی که داشت «نیمای غزل» هم لقب گرفته بود. متولد ۲۸ تیر ۱۳۰۶ خورشیدی در تهران در ۲۸ مرداد ۱۳۹۳ خورشیدی در تهران درگذشت.

محبوبیت شاعران در جامعه ما به این خاطر است که هیچ هنری نزد ایرانیان مرتبه شعر را ندارد و ایرانیان هیچ هنرمندی را به اندازه شاعر دوست نمی دارند.

نگویید پس این همه کتاب شعر که بی مشتری مانده چه حکمتی دارد؛ که گفتم و می گویم شاعر و نه هر شاعری. چه، در همان قرونی که مولانا و سعدی و حافظ ظهور کردند نیز ایران شاهد شاعران بسیار بود اما این سه ماندند و درخشیدند و حتی خواجوی کرمانی در قیاس با درخشش حافظ رنگ باخت.

همان گونه که از میان شاعران کلاسیک فارسی و طی هزار سال پنج و به روایتی شش شاعر بیشتر در ذهن وزبان ما ماندگار شدند در این کمتر از یکصد سال که شعر پارسی دوران تازه ای را تجربه می کند نیز از این خیل شاعران تازه که اغلب میان سنت و مدرنیته معلق اند، چند نام برجسته تر شده و باقی می ماند و سیمین بهبهانی که ساعاتی پیش، چشم از این دنیای خاکی فروبست یکی از همین هاست.

شاعری که شعر تغزلی و کلاسیک را با اوزان تازه می سرود و چون نوگرا به مفهوم مصطلح نبود در میان عوام شعر دوست هم محبوبیت خاص داشت و اشعار او در موسیقی دستگاهی ایرانی نیز قابل اجرا بود. کما این که همین تازگی ها همایون شجریان سروده او با عنوان«چرا رفتی» را خواند که بسیار هم گل کرد و بازار راکد موسیقی را رونقی دوباره داد و درست در روزی که شاعر به کما رفت کنسرت آن را هم به صورت زنده اجرا کرد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت.  آلبوم را همه نه با نام اصلی آن- نه فرشته نه ابلیس- که با عنوان همین شعر – چرا رفتی- می شناسند و به همین خاطر کنسرت هم «چرا رفتی» نام گرفت:

چرا رفتی،چرا؟- من بی قرارم،
به سر، سودای آغوش تو دارم.-

نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟
ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟

نه هنگام گل و فصل بهار است؟
نه عاشق در بهاران، بی قرار است؟

همچنین جا دارد به یاد آوریم«هوای گریه با من» را ؛ که آن نیز سروده همین شاعر بود و  در اجرای موسیقایی آن،برای فرزند استاد، شهرت مستقل از پدر به ارمغان آورد.

سیمین خلیلی مشهور به سیمین بهبهانی اگرچه با فرهنگ و گفتمان مسلط فرهنگی فاصله داشت و چه بسا این اواخر هیچ نسبتی نداشت ایران را اما بسیار دوست می داشت و در نخستین روزهای شروع جنگ عراق علیه ایران در همان مهر ماه ۱۳۵۹ این شعر را سرود:

ای عزیزان! امید فتح شماست
در دلم هیچ اگر تمنا هست

شب اگر وهمناک و تاریک است
روشنی های صبح فردا هست

خصمم اگر با نشان بولهبی است
با شما آیت «سََیصلی» هست

در مهر ۱۳۵۹ که آتش جنگ درگرفت دیگر جای سرودن اشعار عاشقانه نبود و با الهام از سوره «تبت» و آیه «سیصلی نارا ذات لهب» شعر «ما نمی خواستیم اما هست» را چونان «پاره دلی» به «رزمندگان دلیر» تقدیم کرد. کاری که شاید امروز نزد برخی چندان مهم جلوه نکند اما باید دانست که برخی از صاحبان دیگر سخن انجام ندادند. دو ماه بعد نیز برای«مدافعان دلیر خونین شهر» سرود.

هر چه سن سیمین بالاتر می رفت و تجربه های بیشتر می آموخت عشق او هم بزرگ و بزرگ تر می شد:

شلوارِ تا خورده دارد / مردی که یک پا ندارد
خشم است و آتش، نگاهش/ یعنی: تماشا ندارد

رخساره می تابم از او/ اما به چشمم نشسته
بس نوجوان است و شاید/ از بیست، بالا ندارد

شاعران را باید با شعرشان و حسی که به مردمان زمان خود و پس از خود داده اند و می بخشند داوری کرد نه با فراز و فرودی که در زندگی خصوصی هر کسی هست یا باورهای سیاسی و غیر سیاسی شان. چندان که اگر چنین باشد درباره سعدی نیز می توان گفت مذهبی داشت غیر از مذهب رسمی پس از خود و در وصف هلاکو خان مغول هم سروده بود.

وقتی مهدی اخوان ثالث (م.امید) درگذشت احمد شاملو پیامی فرستاد و گفت: «شاعران، هرگز نمی میرند». بسیاری این سخن را برای جبران کدورتی دانستند که در یکی دو سال آخر به خاطر سخنرانی شاملو در دانشگاه برکلی آمریکا درباره شاهنامه و فردوسی میان آن دو ایجاد شده بود یا اندوخته ای برای خودش اما اکنون که سال ها از مرگ هر دو می گذرد روشن شده است آنان که سخنی از خود بر جای گذاشته اند در ذهن و زبان مردمان باقی می مانند.

حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی و بزرگان دیگر انگار همیشه با ما هستند. شاعران معاصر البته نتوانستند آن قله ها را تکرار کنند اما همین که شعر آنان به صورت ترانه خوانده یا زمزمه می شود یا گاه اینجا و آنجا و حتی در محفلی که هیچ نسبتی با ادب و فرهنگ هم ندارد بر زبانی می نشیند و بر گوش ها خوش می آید به این معنی است که شاعران با شعر خود زنده می مانند و سیمین بهبهانی نیز این بخت را دارد که بماند.

شاعری که روزی سروده بود:

«یا رب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم
هجرش دهم زجرش دهم، خوارش کنم زارش کنم

از بوسه های آتشین، وزخنده های دل نشین
صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم

گیسوی خود افشان کنم، جادوی خود گریان کنم
با گونه گون سوگندها، بار دگر یارش کنم

چون یار شد بار، دگر کوشم به آزار دگر
تا این دل دیوانه را راضی ز آزارش کنم»

این شعر را هم به بانوی قصه فارسی – سیمین دانشور- تقدیم کرده بود:

دوباره می سازمت وطن/ اگرچه با خشتِ جان خویش
ستون به سقف تو می زنم/ اگر چه با استخوانِ خویش

دوباره می بویم ازتو گل/ به میل نسلِ جوان تو
دوباره می شویم از تو خون/ به سیل اشک روان خویش

سال پیش و در پنجم آبان ۱۳۹۲ به دعوت علی دهباشی عزیز که بخارا را یک تنه چون یک بنیاد برپا داشته در « شب سایه»- برای گرامی داشت امیر هوشنگ ابتهاج – حاضر شدم. هم دیر رسیدم و هم به دلیلی زود باید می رفتم و شگفتا که تنها فرصت حضوردر یکی از برنامه ها دست داد. درست، هنگامی که سیمین بهبهانی به یاری خانم «مهرو ملالی» پشت تریبون می رفت تا غزلی را به سایه پیش کش کند. احساس می شد بینایی خود را از دست داده اما نه خود بروز می داد و نه دیگران در این نکته دقیق می شدند و تنها می شنیدند:

دیگر نه جوانم، که جوانی کنم ای دوست
یا قصه از آن «افتد و دانی» کنم، ای دوست

هنگام سبک خیزیِ آهوی جوان است
پیرانه سر آن به، که گرانی کنم ای دوست

تا رسید به این بیت که

دل مُرد و در او شعله ی رقصانِ غزل مُرد
حیف است تغزّل که زبانی کنم ای دوست

و دیدم که هم قطره اشکی از چشم شاعر افتاد و هم چشم های حاضران خیس می شد.

آری، در این سرزمین و نزد مردمان آن، هیچ هنری گرامی تر از شعر و هیچ هنرمندی محبوب تر از شاعر نیست و در میان گونه های شعری نیز همچنان غزل و شعر تغزلی دوست داشتنی ترند و چون قصه، قصه عشق است وقتی شاعر، زن باشد شیرین ترهم می نشیند.

شاعری که توانست مفهوم عشق را در شعر خود ارتقا دهد و از احساسات جوانانه و روایت شخصی به مفاهیم بلند و عمومی برساند و این نکته را با مقایسه تاریخ سرودن اشعار به وضوح درمی یابید.

هنر او از حیث ظاهری «اوزان تازه» بود و از جنبه متن و معنی نوع نگاه به عشق که مدام آن را ارتقا داد و از این نظر، بختیار بود که بلند زیست تا از عهده این کار برآید. بر این پایه می توان گفت شاعر نمی میرد اگر چه مرده باشد و پیش تر خود سروده باشد:

دل مُرد و در او شعله ی رقصانِ غزل مُرد

منبع : سایت خبری عصر ایران

تجلیل از گروه آوازی تهران

در شامگاه ۲۶ مرداد از گروه آوازی تهران که در مسابقه های جهانی لتونی مدال طلا کسب کرده بودند با حضور استاد شجریان و گروهی از هنرمندان  تجلیل شد .

 

گروه آوازی تهران
گروه آوازی تهران

استاد آواز ایران در مراسم تجلیل از گروه آوازی تھران گفت: کاری که این ھنرمندان جوان انجام دادند کار کوچکی نیست  و نباید از این افتخار به سادگی عبور کرد.

محمدرضا شجریان ھم که به عنوان رییس شورای عالی خانه موسیقی در این مراسم سخنرانی کرد، گفت: به شما جوانانی که در این عرصه بین المللی شگفت آفرین شدید، تبریک می گویم. روزی که از زبان مھرداد ناصحی این موفقیت را شنیدم، در پوست خودم نمی گنجیدم زیرا که جوانانی ھنرمند، این چنین با دست خالی و بدون ھیچ اسپانسری از بخش خصوصی به صورت خودجوش و از روی انگیزهای که داشتند، دلشان برای ایران تپید. او ادامه داد: ھمه ما باید از این جوانان تشکر کنیم زیرا آنھا با پشتکار خود برای سربلند کردن نام ایران ھمه تلاش خود را انجام دادند. به زعم بنده کاری که این ھنرمندان جوان انجام دادند کار کوچکی نیست. شاید کسب رتبه اول در ایران کار چندان دشواری نباشد اما باید دانست در عرصه ھای جھانی رقیب بسیار زیاد است.

شجریان اضافه کرد: در این مسابقات از کشور چین ۶ ھزار ھنرمند شرکت میکنند و از کشور ما ھنرمندانی بالغ بر ۱۷ نفر حضور دارند؛ بنابراین نباید به راحتی از چنین افتخاری عبور کرد. من ھم وقتی خبر موفقیت گروه کر آوازی تھران را شنیدم به آقای نوربخش گفتم،گروه آوازی تھران چنین موفقیتی را باید در بوق و کرنا کرد زیرا خلق چنین افتخاری از جوانان برومند این سرزمین به قدری ارزشمند است که دوست داریم آنھا بدانند ما قدردانشان ھستیم. او گفت: ما کننده کار ھستیم و میدانیم اجرا کردن قطعات آن ھم بدون ساز دشوار است. بدون ساز ھماھنگی بین خوانندگان ھم سخت است اما این ھنرمندان توانستند با صدای آھسته رھبر ارکستر صدایشان را کوک  و به نحو احسن اجرا کنند.

 

استاد محمد رضا شجریان
استاد محمد رضا شجریان

مدیر کل دفتر موسیقی نیز با بیان اینکه ھنرمندان ایرانی شایستگی حضور در بھترین جایگاهھا را دارند، گفت: میلاد عمرانلو یکی از جوانان ارزشمند کشور است و بنده از سالھای دور افتخار ھمکاری با او را داشتم. پیروز ارجمند ادامه داد: زمانی که او به دفتر موسیقی مراجعه کرد و از حضور گروه آوازی تھران در مسابقات جھانی لتونی خبر داد، سعی کردیم با نھایت تلاش بتوانیم به سھم خود کمک کوچکی به این گروه شایسته کنیم. بنده ھم افتخار داشتم تا در کنار این گروه به لتونی سفر کنم.

وی مدعی شد: این سفر در کنار موفقیتھایی که برای گروه آوازی تھران داشت، توانستدستاوردھای خوبی را ھم ما دفتر موسیقی وزارت ارشاد فراھم بیاورد. بنده در این سفر موفق شدم با وزیر فرھنگ چین، رییس انجمن جھانی کر، مدیر بخش آسیا و اروپای این انجمن و تعدادی دیگر از استادان بینالمللی دیدار داشته باشم. ارجمند از نتایج مطلوب این سفرھا گفت و تاکید کرد: طبق رایزنیھایی که انجام دادیم، قرار شد رییس انجمن جھانی کر برای آشنایی با ظرفیتھای گروهھای کر ایران سفری طی دو ماه آینده به کشور سفر خواھد کرد و در جشنواره موسیقی فجر امسال ھم میزبان وی خواھیم بود.

مدیر کل دفتر موسیقی با بیان اینکه ۳ میلیون دانش آموز فعال در کشور وجود دارد، یادآور شد: بنا داریم که با امضای یک تفاھمنامه با وزیر آموزش و پرورش سند توسعه علمی سرود دانش آموزی را وارد مرحله اجرایی کنیم و گمان میکنم سفر من به لتونی، افتخارات به دست آمده و مذاکره با ھنرمندان طراز اول کر جھان میتواند کمک قابل توجھی به تدوین این سند کند. او در بخش دیگری از سخنانش به فراھم شدن شرایط برای تشکیل انجمن کر ایران اشاره کرد که تاکنون جلساتی نیز در این راستا برگزار شده است و به زودی گروه کر ارکستر سمفونیک تھران به رھبری دکتر حمید عسگری کار خود را آغاز خواھد کرد.

پیروز ارجمند گروه آوازی تھران در این جشنواره شگفتی ساز دانست و گفت : کسب چنین مقامی توسط یک گروه ھمدل ایرانی نوید بخش دوره جدیدی در موسیقی ایران است. بنابراین ما تا آنجا که در توان داشته و داریم از چنین فعالیتھایی حمایت خواھیم کرد. وی افزود: در دوره ریاست جمھوری آقای روحانی بعد از حضور در دفتر موسیقی وزارت ارشاد با مخروبهای روبه رو شدیم که بازگشت به نقطه صفر و شروع کارھای جدید وقت زیادی از ما گرفت اما ھمین که ارکستر ھای ما شروع به فعالیت کردند و جوانان ھنرمند این چنین در رویدادھای بینالمللی افتخار آفرین میشوند، خودش نشان دھنده تحول خوب در دفتر موسیقی وزارت ارشاد است و امیدوارم استمرار پیدا کند. او با اشاره به اقدامات موثر گروه آوازی تھران گفت: مطمئن باشید سال آینده دوباره اینجا کنار ھم خواھیم بود و من برای شما خبرھای خوب دیگری را خواھم داشت.او در پایان سخنانش از حمایت کامل گروه آوازی تھران برای تامین ھزینهھا جھت شرکت در مسابقات جھانی کر سال آینده در کشور روسیه خبر داد.

***

نادر مشایخی نیز با حضور در این مراسم در سخنانی گفت: در این دریای طوفانی و پرتلاطم موسیقی ایرانی که امواج من را به زیر آب بردهاند، به ماسهھا دست زدم و مرواریدی را مشاھده کردم که نام آن گروه کر آوازی تھران بود و بسیار خوشحالم که عمرانلو و گروھش جریانی را پیش برده که اصلا جریان کم اھمیتی نیست. رھبر سابق ارکستر سمفونیک تھران معتقد است: گروه میلاد عمرانلو با این کار نشان داد که ما ایرانیھا علیرغم اینکه به دلیل زبانی قادر به داشتن کر نیستیم اما میتوانیم یک گروه کر منسجم داشته باشیم. علاوه بر این کسب مقام برتر به ما دوباره این نکته را متذکر

شد که با جوانان میتوانیم بسیاری از کارھا را انجام دھیم. او با بیان اینکه به نظر من داشتن سه میلیون دانش آموز برای خوانش سرود شاید به لحاظ کمیت آمار مناسبی باشد، در عین خال اظھار کرد: مھم این است که به کیفیت توجه کنیم

و از ۵ سالگی به کودکان و نوجوانان بیاموزیم، گوش دادن به موسیقی را یاد بگیرند تا از ھمین سنین بتواند افراد موثری در عرصه موسیقی باشند. ما از طریق ھمین رفتارھاست که میتوانیم ھم موسیقی زیبا و ھم موسیقی الھامبخش داشته باشیم.

***

محمدرضا صادقی نیز که یکی از خوانندگان کلاسیک است، موفقیت گروه آوازی تھران را تحسین کرد و گفت این جوانان دارای اراده و پشتکار زیادی ھستند.

***

میلاد عمرانلو رھبر گروه آوازی تھران ھم پشت تریبون قرار گرفت و گفت: لازم میدانم که از تک تک اعضای گروه تشکر کنم زیرا در این مدت با صرف ھزینهھای شخصی برای پایدار ماندن گروه، بنده را ھمراھی کردند. رسیدن به این سطح کار سختی است که بدونھمراھی ھرکدام از اعضای گروه کر آوازی تھران میسر نمیشد. در این مراسم اعضای گروه آوازی تھران به اجرای موسیقی پرداختند .

منبع : خبرگزاری ایسنا